هشتم سپتامبر؛ روز جهانی سوادآموزی

سازمان‎ آموزشی، علمی و فرهنگی ملل‎ متحد “یونسکو” ۱۷شهریور برابر با ۸ سپتامبر را روز جهانی سوادآموزی نامگذاری کرده است

یکی از شاخص‌های رشد در جوامع متمدن، میزان بهره‌مندی مردم آن کشور از حداقل سواد نوشتن و خواندن است. بدیهی است مبارزه با بی‌سوادی نه تنها در مقوله توسعه فرهنگی به عنوان نخستین گام قلمداد می‌شود، بلکه در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نیز حائز اهمیت ویژه‌ای است که موجبً سیر تحول و رویکرد آن جامعه به سمت مفهوم توسعه سریع‌تر شکل بگیرد.  بزرگداشت چنین روزی از جانب یونسکو، جهانیان را متوجه اهمیت حذف این پدیده شوم از جامعه بشری می‌ کند.

در تعریف سنتی، سواد، توانایی خواندن و نوشتن، یا توانایی به‌کاربردن زبان برای خواندن، نوشتن، گوش‌دادن و سخن‌گفتن است. ولی در مفهوم نوین این واژه به سطحی وسیع تراز خواندن و نوشتن و در سطحی است که یک فرد بتواند مفهوم را بفهمد و انگاره‌ها و اندیشه‌هایش را   بتواند در آن جامعه به اشتراک گذاشته و بیان کند.  سازمان یونسکو (UNESCO) در سازمان ملل متحد تعریف زیر را داده ‌است: «باسوادی توانایی شناخت، درک، تفسیر، ساخت، برقراری ارتباط و محاسبه در استفاده از موارد چاپ‌ و نوشته ‌شده در زمینه های گوناگون است.

باسوادی عبارت است از زنجیره ای از آموزش ها که توانایی رسیدن به اهداف، توسعه دانش و ظرفیت شرکت کامل در جامعه‌ای بزرگتر را برای یک فرد فراهم می‌کند.

بی‌سوادی در کشورهای جهان سوم:

وجود بی‌سوادی در کشورهای جهان سوم به سبب ناهماهنگی در برنامه‌ریزی طرح‌های آموزشی است. که باعث ناآگاهی و رکود ذهنی و عاملی در جهت برهم زدن نظم اجتماعی شود. ۷۵درصد بی‌سوادان جهان سوم  متمرکز اند و در این میان دوسوم آنها را زنان تشکیل میدهند که در این جوامع رنج می برند.

 

 

می‌توان سال ۱۲۸۶، یعنی زمان تشکیل اولین کلاس‌های اکابر را سرآغاز فعالیت‌های سوادآموزی در ایران دانست. مبارزه با بی‌سوادی در ایران تحت عنوان “پیکار با بی‌سوادی” به زمان  تشکیل نخستین مدارس به شیوه‌ی نوین، در دوران قاجاربه و پس از مشروطیت به کوشش افرادی مانند میرزاحسن خان رُشدیه و خاندان تربیت (با تشکیل مدارس دخترانه) پا گرفت.  این کوشش‌ها در زمان پهلوی اول شکل سازمان ‌یافته‌تری به خود گرفت،  به طور مثال دانشسرای دختران ایجاد شد. و علیرغم فراز و فرودها منجر به  تاسیس مدارس پسرانه و دخترانه بسیاری شد.

سازمان تعلیمات اکابر (1320-1315)

نخستین فرمان پیکار با بی‌سوادی در ایران، به نام تعلیمات اکابر، در سال 1315 خورشیدی از سوی رضاشاه پهلوی صادر شد و کلاس‌های اکابر در کنار اغلب مدرسه‌های ابتدایی برپا شد. بر اساس آمار وزارت معارف وقت، آمار دانش‌آموختگانی که در کلاس‌های شبانه شرکت کردند، بین سال‌های 1315 تا 1320، بیش از 467 هزار نفر بود. هدف از برگزاری این کلاس‌ها، فقط آموزش خواندن و نوشتن به مدت 2 سال بود.

پس ازجنگ جهانی دوم، برنامه‌ی آموزشی دیگری، که از سال 1322 خورشیدی آغاز شد، کوشش‌هایی در راستای افزایش سواد آموزی بزرگسالان انجام شد. که مواجه با چالشهایی مانند کم بود آموزگار و ویژگی های متفاوت اقتصادی، فرهنگی و حرفه ای داوطلبان آموزش که موجب نبود ارتباط میان آموزش کودکان و آموزگاران بود.

عامل‌ها زیر در این کار دخالت داشتند:

سازمان آموزش بزرگسالان (1343-1335)

در سال 1335، محمدرضا پهلوی فرمان پیکار با بی‌سوادی را صادر کرد و نخستین کلاس را خود گشود و در آن تدریس کرد. بدینسان پیکار عمومی با بی‌سوادی در ایران آغاز شد و هفته‌ای با همین عنوان، یعنی ” هفته‌ی پیکار با بی‌سوادی”، از سال 1344، گرامی داشته شد.

در این دوره ، علاوه بر وزارت فرهنگ (وزارت آموزش و پرورش)، که اجرای برنامه‌های آموزشی بزرگسالان را بر عهده داشت، وزارتخانه‌های کشاورزی، کار و جنگ و سازمان‌هایی مانند بنیاد خاور نزدیک، اداره ‌ی کل امور اجتماعی عمران روستایی، ارتش، بانک عمران و سازمان پیشاهنگی نیز در کار سوادآموزی بزرگسالان مشارکت داشتند .

به درخواست دولت ایران  در شهریورماه 1344، نخستین کنگره‌ی مبارزه با بی‌سوادی با سرپرستی یونسکو و میزبانی ایران، در تهران برگزار شد. محمدرضا پهلوی در سخنرانی خود پیشنهاد داد که کشورهای جهان بخشی از اعتبار نظامی سالانه‌ی خود را برای مبارزه جهانی با بی‌سوادی در اختیار یونسکو بگذارند. این پیشنهاد را کنگره تصویب کرد ایران نخستین کشوری بود که این پیشنهاد را به کار بست. از این رو، 700 هزار دلار از اعتبار نظامی سالانه‌ی کشور در اختیار یونسکو قرار گرفت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ و آغاز دوباره فعالیت‌های سوادآموزی امیدهای تازه‌ای به وجود آمد اما سرشماری ۱۳۶۵ آشکار ساخت که باوجود گسترش آموزش ابتدایی و اجرای فعالیت‌های سوادآموزی در مناطق شهری و روستایی و به‌ویژه در میان دختران و زنان، قدر مطلق بی‌سوادان افزایش یافته و از ۱۴٫۲ میلیون نفر در سال ۱۳۵۵ به ۱۴٫۷ میلیون نفر در سال ۱۳۶۵ رسیده‌است. البته نرخ باسوادی در دهه یادشده از ۴۱٫۷ درصد به ۶۲ درصد ارتقا یافته‌است. توجه به آموزش بزرگسالان و سوادآموزی پس از انقلاب اسلام با همت مسئولین مربوط با قدرت و برنامه ریزی های کارشناسی شده ادامه یافت و در سال ۱۳۸۵ درصد باسوادان به ۸۴ درصد و در سال 1395 به 87،6 در صد رسید. در حال حاضر براساس اظهارات عبدالرضا فولادوند؛ رئیس سازمان نهضت سوادآموزی، در نشست خبری خود با رسانه‌ها در زمستان 1403، میزان سواد در جامعه ایران به 97 در صد رسیده است.