به نام خداوند عقل و دین         نگاهدارنده ایران زمین

 

روز بزرگداشت حکیم عمر خیام

۲۸ اردیبهشت ماه زادروز حکیم عمر خیام نیشابوری شاعر، فیلسوف، ریاضیدان، منجم و طبیب مشهور ایرانی و روز بزرگداشت وی می باشد.

خیام نیشابوری ، شاعر، فیلسوف، ریاضیدان، منجم و طبیب مشهور و از بزرگان علم و ادب اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم است که به قولی در ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی به دنیا آمد. حکیم ابوالفتح عمر بن ابراهیم از آنجا که افکار عمیق فلسفی خود را در قالب رباعیات فصیح درآورد و ابیاتی سرود که نمونه بارزی از فصاحت و روانی و بلندی معنا هستند،  وی به عنوان شاعری خردگرا در سراسر جهان مشهور است.  ۲۸ اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم عمر خیام در تقویم ایران ثبت شده است.

 

زندگی حکیم عمر خیام نیشابوری

به دلیل شهرت عالم‌گیر حکیم عمر خیام، کتاب‌ها، رساله‌ها و مقاله‌های بسیاری درباره وی به تحریر درآمده است، اما در غالب این آثار عمدتاً به جنبه شاعری و رباعیات او پرداخته شده و بُعد فلسفی،  تالیفات او به صورت بایسته مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته است. از این رو خیام در روزگار ما بیشتر به عنوان شاعر و رباعی‌سرا شناخته شده تا حکیم و فیلسوف و دانشمند. حال آن که وی در عصر خویش به عنوان فیلسوف و منجم و ریاضیدان شناخته می‌شد نه به عنوان شاعر. وی‌ در واقع‌ فیلسوف‌ و ریاضیدانی‌ بزرگ‌ بود که‌ در طول‌ عمر دراز خویش‌ کشفیات‌ مهمی‌ در ریاضیات‌ و نجوم‌ انجام‌ داد.

 

ساقی، گل و سبزه بس طربناک شده‌ است     دریاب که هفته دگر خاک شده‌است

 

می نوش و گلی بچین که تا درنگری      گل خاک شده‌ و سبزه خاشاک شده‌است

 

زندگی حکیم عمر خیام نیشابوری

زندگی‌ حکیم‌ همچون‌ عقاید و اندیشه‌های‌ ژرف‌ و پوینده‌ او در هاله‌ای‌ از ابهام‌ قرار دارد و افسانه‌هایی‌ که‌ به‌ این‌ دانشمند بزرگ‌ نسبت‌ داده‌اند حقایق‌ زندگی‌ او را تا حدودی‌ با داستانهایی‌ غیر واقعی‌ درآمیخته‌ است‌. بنابر شواهد، خیام‌ در ۲۸ اردیبهشت سال‌ 439 ه.ق‌ در نیشابور، شهری‌ که‌ به‌ آن‌ عشق‌ می‌ورزید و بخش‌ مهمی‌ از ایام‌ عمرش‌ را در آن‌ گذارنده، به‌ دنیا آمده‌ است‌. دوران‌ کودکی‌ و نوجوانی‌ حکیم‌ نیز کاملاً مشخص‌ نیست‌ ولی‌ بطور قطع‌ وی‌ مطالعات‌ خود در زمینه‌ علوم‌ معمول‌ آن‌ روز را در نیشابور انجام داده و به‌ سبب‌ نبوغ‌ ذاتی‌ و ذهن‌ خلاق‌ و استعداد والای‌ خویش‌ به‌ دستاوردهای‌ شگرفی‌ نایل‌ آمده‌ است‌.

حکیم‌ عمر خیام‌ ظاهراً پس‌ از کسب‌ علوم‌ و معارف‌ عصر خویش،‌ رهسپار سمرقند شد و در این‌ شهر مورد توجه‌ امیر قرخانیان‌ شمس‌الملک‌ نصربن‌ ابراهیم‌ قرار گرفت‌ و رساله‌ معروف‌ خود درباره‌ جبر را نیز در همین‌ زمان‌ به‌ رشته‌ تحریر در آورد.

خیام‌ سپس‌ عازم‌ اصفهان‌شد و به‌ خدمت‌ ملکشاه‌ سلجوقی‌ درآمد و به‌ اصلاح‌ تقویم‌ ایرانی‌ و بنای‌ رصدخانه‌ای‌ در اصفهان‌ همت‌ گماشت‌. ملکشاه‌ در دوره‌ سلطنت‌ خویش‌ حکیم‌ جوان‌ را سخت‌ گرامی‌ داشت‌ و امکانات‌ فراوانی‌ برای‌ فعالیت‌های‌ علمی‌ در اختیار خیام‌ گذاشت‌. پس‌ از روی‌ کار آمدن‌ سلطان‌ سنجر سلجوقی‌ حکیم‌ عمر خیام‌ که‌ در زمره‌ ندمای‌ خاص‌ سلطان‌ سنجر بود و‌ سلطان‌ را که‌ دچار آبله‌ سختی‌ شده‌ بود معالجه کرد. گویند که سنجر هیچگاه‌ نظر مساعدی‌ نسبت‌ به‌ خیام‌ نداشت‌. از این‌ روی‌ وی‌ مدتی‌ کوتاه‌ پس‌ از بر تخت‌ نشستن‌ سلطان‌ سنجر به‌ زادگاه‌ خویش‌ نیشابور بازگشت‌ و باقیمانده‌ عمرش‌ رادر این‌ شهر به‌ انزوا و گوشه‌ نشینی‌ گذارند. حوادث‌ اواخر عمر خیام‌ ناقص‌ و غیر مستند است‌.  در فاصله‌ شانزده‌ سال‌ آخر عمر حکیم‌ کمتر اطلاعی‌ از زندگی‌ وی‌ در دست‌ است‌. ظاهراً کماکان‌ به‌ مطالعه‌ و تدریس‌ مشغول‌ بوده‌ و بویژه‌ کتابهای‌ فلسفی‌ ابوعلی سینا را، که‌ او را استاد خود می‌دانسته‌ است‌، عمیقاً مطالعه‌ و بررسی‌ می‌کرده‌ است‌.

حکیم عمر خیام اگرچه‌ در حال‌ حاضر بیشتر به‌ سبب‌ رباعیات‌ شیرینش‌ معروف‌ شده ولی‌ چندان‌ شعر و شاعری‌ را جدی‌ نمی‌گرفت‌ و شاید تا حدودی‌ نیز شأن‌ خود را بالاتر از پرداختن‌ به‌ سرودن شعر می‌دانسته‌ است‌. در واقع بیان نظم در آثار خیام برای بیان مفاهیم فلسفی خاص او بوده است.

 

نگاهی به ارتباط وترجمه‌ ادوارد فیتزجرالد اولین مترجم آزاد رباعیات خیام

در مراکز فرهنگی جهان همه ساله نشست‌های ادبی در تجلیل از مقام و شعر او برگزار می‌شود. جرالد بر این باور است که درون‌مایه رباعیات و شعر خیام او را به این شهرت رسانده، اکثراً معتقدند اگر ادوارد فیتزجرالد ترجمه آزاد رباعیات خیام به زبان انگلیسی را در سال ۱۸۵۹ میلادی منتشر نکرده بود، خیام امروز به صورت جهانی محبوب نمی‌شد. میگویند یک دست‌نویس فارسی رباعیات متعلق به سده پانزدهم میلادی، سال ۱۸۵۶به دست فیتز جرالد انگلیسی افتاد که او را مجذوب فلسفه ماتریالیستی و شجاعانه خود کرد. در نتیجه، فیتزجرالد تصمیم گرفت آن رباعیات را به جهان انگلیسی زبان معرفی کند. البته خود فیتزجرالد چندان معتقد نبود که از خیام چهره تازه‌ای ساخته است. «سرگذشت رباعیات؛ درنگی بر رباعیات خیام، ترجمه‌ ادوارد فیتزجرالد» بیانگر مجموعه‌ای از نوشته ها و ترجمه او از رباعیات خیام،  صاحب‌نظران غربی و استادان ایرانی از جمله استاد رشید یاسمی گردآوری شده است. در مقدمه آن اولین مطلبی که «شلدن گلدفارب» درباره فیتزجرالد  شخصیت ملی گرای دانشگاه آکسفورد  و اهمیت تاریخی آن تنظیم کرده است. «فیتزجرالد و ادب کهن فارسی» مقاله‌ای به عنوان دومین مطلب در این کتاب کار شده است و طی آن از علاقه و عطشی که فیتزجرالد به آموختن زبان فارسی داشته، بر آن است تا تاریخچه پذیرش رباعیات عمر خیام را از تابستان 1856 که کاول برای اولین بار فیتزجرالد را با خیام آشنا کرد تا بهار 1859 و پا نهادن شعر او به عرصه گسترده‌ جهان ادبیات، بی آنکه توجه کسی را برانگیزد، روایت کند. به گفته آربری «این داستان پیش‌تر گفته شده است، اما نه با این جزئیات،  که فیتزجرالد از ادب پژوهان برجسته معاصر است. «رباعیات عمر خیام (1859) ترجمه‌ ادوارد فیتزجرالد”، احتمالاً محبوب‌ترین کتاب شعری است که تاکنون به زبان انگلیسی منتشر شده است. اشعاری در باب تردید و شک سروده‌ این منجمِ شاعرِ کلاسیک پارسی که با سنت‌های روزگارش عمیقاً سر ناسازگاری داشت. ترجمه فیتزجرالد در همان سال انتشار در باب منشاء انواع آثار چارلز داروین به روشنای نشر رسید و این دو کتاب در کنار هم، فضای فکری بریتانیای اواخر عصرملکه ویکتوریا را تغییر میدهد. از آن پس، بخش اعظم این اثر،  با حجم اندکش، بیش از هر اثر دیگری، از جمله کتاب مقدس و آثار شکسپیر وارد زبان رایج روز شده است. فیتزجرالد می‌پنداشت که در شعر خیام رفیقی شفیق یافته است و رباعیات او، انگلیسی دوره پیشا رافائلی را با پارسی به درستی و به طرز باشکوهی تلفیق می‌کند. کتاب «سرگذشت رباعیات، درنگی بر رباعیات خیام ترجمه ادوارد فیتزجرالد» اول بار همراه عکسها و مینیاتورهای اصیل توسط مرحوم دکتر اسفندیاری حدود 48 سال قبل تنظیم و به صورت زیبایی چاپ شد.